Pârsig | B. | Negizeš | English | Deutsch | French | P. | Rišešenâsih | Lev |
---|---|---|---|---|---|---|---|---|
•Gur | n. | گور: قبر | grave | Grab | la tombe | Dehxodâ | 0.0 | |
•Yâdnegâšt | n. | یادنگاشت: وفاتنامه; نوشته روی سنگ قبر | epitaph | Epitaph | - | Mahmood Moosadoost | این واژه تنها به نوشتهی روی گور گفته نمیشود، به نگاشته های هنری که به دیوار کلیسا به یاد درگذشته میشود هم گفته میشود. از اینرو نباید حتما گور باشد. همان <یادنبشت> ( و یا شاید <یادنگاشت> ) درخور تر است. در زیر Epitaph ی که روی گور نوشته نشده: ~mm یادنگاره, یادنگار به یاد یادگاری هم گیرااند. ~مهربد از یادنگار شما خوشم آمد ولی یادنگاشت بهتره چون نگار تنها نقاشی را بیاد میاورد ولی نگاشت نوشته هم دارد و ما نمخواهیم از «نوشته» بسی دور بشویم ~مزدک |
1.0 |