Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Vorut n. وروت: قهر; خشم wrath - - _Dehxodâ Ϣiki-En ϢDict-Pâ   1.0
Xelm   خلم: غضب; غیظ wrath; rage - - Dehxodâ ایمنان را من بترسانم بخلم
خائفان را ترس بردارم ز حلم

~مولوی
1.0
Barafruxtegi n. برافروختگی: عصبانیت rage Rage rage Mazdak i Bâmdâd Hormoz and 3 others manage the membership, moderators, settings, and posts for ‎کارگاه واژه‌یابی، واژه‌گزینی و واژه‌سازی پارسی‎.
ما واژه ی برافروختگی را بایست برای عصبانیت بکار ببریم و خشم را برای غضب.
عصبانیت دارای نشانه های بیرونی مانند برآشفتگی و/یا بانگ زدن و/یا درشت گویی و اینهاست.=rage/fury(E)-≈Wut(G)
خشم ولی میتواند درونی و خاموش باشد و دیرتر برای کسی که خشمیده ) مغضوب) است٬ پیامدهای ناخوشایند را از سوی خشمنده ببار آورد= wrath/anger(E)-Zorn(G)

~Mazdak
1.0