Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Gitih n. گیتی: دنیا; عالم سفلی; کره ارض world Welt monde   0.1
Gitavi z. گیتوی: دنیوی; لائیک laic; worldly Laic; Weltlich laïque; mondain Nader Tabasian Masoumeh Hanifehzadeh   1.0
Jahāngir n. جهانگیر: گیرنده‌ی عالم; فاتح عالم world conqueror Welt-Eroberer conquérant du monde   0.0
Jahānbinih n. جهانبینی: ایدئولوژی world view; ideology Weltanschauung; Ideologie vision du monde; idéologie Dehxodâ   1.0
Jahāngošā n. جهانگشا: تسخیر کننده‌ی عالم world capturer; expansionist Welt-Captain capteur de monde   0.0
Anir z. انیر: ناآریا؛ فاقد بزرگ‌منشی؛ خوی زشت non-Aryan; ignoble nichtarisch; unedel non-aryen; ignoble   اوستایی/پارسی باستان aria «نژاده» و an-airiya «نا-آریا» (نورائی، برگ‌نمای ۲۱۹۲۸۲ و ۲۲۰۴۱۳).
مکنزی: ēr «noble; hero» ↔ anēr «non-Aryan, ignoble»؛ Ērān «(land of) the Aryans» ↔ anērān «the world beyond Eran».
ـان در ایران خودْ نشانه‌یِ گردانِ گروهی است، پس ایرانی سه لایه دارد (ir+ān+i) و انیر همان را در دو لایه می‌گوید.
دهخدا انیر را نگاه داشته: «خوی زشت و طبیعت بد»؛ و انیران نزد او روز سی‌ام هر ماه شمسی است.
~mb
1.0
Anirān n. انیران: ناایران؛ سرزمین‌هایِ بیرون از ایران non-Iran; the world beyond Iran Nicht-Iran non-Iran   اوستایی/پارسی باستان aria «نژاده» و an-airiya «نا-آریا» (نورائی، برگ‌نمای ۲۱۹۲۸۲ و ۲۲۰۴۱۳).
مکنزی: ēr «noble; hero» ↔ anēr «non-Aryan, ignoble»؛ Ērān «(land of) the Aryans» ↔ anērān «the world beyond Eran».
ـان در ایران خودْ نشانه‌یِ گردانِ گروهی است، پس ایرانی سه لایه دارد (ir+ān+i) و انیر همان را در دو لایه می‌گوید.
دهخدا انیر را نگاه داشته: «خوی زشت و طبیعت بد»؛ و انیران نزد او روز سی‌ام هر ماه شمسی است.
~mb
1.0