| Pârsig | B. | Negizeš | English | Deutsch | French | P. | Rišešenâsih | Prevalence |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| •Em | v. piv. | ام: این | this | Dies | ce | Ϣiki-Pâ MacKenzie Ϣiki-En | 0.0 | |
| •Inun | اینون: در این لحظه | this moment | dieser Moment | ce moment | amin keykha Mazdak i Bâmdâd | ام در امروز همان «این» است. از اینرو میشودگفت: اینون = این + نون= در این لحظه آنون = آن + نون = در آن لحظه آنون که آن رجها را مینوشتم بیادتان بودم و اینون که دارم این رجها را مینویسم نیز بیادتانم. ~Mazdak |
1.0 | |
| •Andarinbâre | اندراینباره: در این مورد | in this case | in diesem Fall | dans ce cas | Mehrbod i Vâraste | 1.0 | ||
| •Yeksânengâr | یکسانانگار: بی تفاوت | apathetic; indifferent | gleichgültig; apathisch | indifférent; apathique | 1.0 | |||
| •Bartâxtan -> bartâz | k. | برتاختن: بسیج شدن; رویارویی کردن; مقابله کردن | to tackle | angehen | - | Dehxodâ Mazdak i Bâmdâd | این واژگان angehen/tackle بیشتر یک چم بسیج و یک آغاز برای رویارویی یا انجام کار است (پیشوند an در آلمانی پـُرگه چنین چمی دارد، برای نمونه sprechen = سخن گفتن، ولی ansprechen = آغاز سخن گفتن با یک کسی ، بسوی کسی رفتن و با وی سخن آْغازیدن.) پس در اینجا هم چمی نزدیک به بسوی چیزی براه افتادن یا بسوی او رفتن را آغازیدن که یا برای رودررویی است یا جنگ است یا یافتن یک راه گشایش است و ... پیشوند فراخور این an در اینجا میتوان همان بر باشد که از جای برخاستن و آغاز و اینها را یادآیند میسازد و برای رفتن به رودررویی، تاختن درخور است: روی هم برتاختن. بیایید نخست این پرسمان را برتازیم = Let us tackle this problem first ~مزدک |
1.0 |