Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Nâzokdel z. n. نازکدل: رقیق القلب tender-hearted weichherzig tendre Dehxodâ   0.1
Boruntanidan -> borun k. برونتنیدن: - to extend ausdehnen étendre Bamdad Khoshghadami پیشوندِ اکس در آغازِ واژه‌ی اکستندد به چمِ به بیرون و بیرون است و بخش دومِ این واژه با کارواژه‌ی تنیدنِ فارسی هم‌ریشه است و دارای چمارِ بسیار نزدیک است ~بامدادخوشقدمی 1.0
Yâxtan -> yâz k. یاختن: [ دَ ] (مص ) اراده کردن و قصد نمودن . (از برهان قاطع). آهنگ کردن . (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). گراییدن . متمایل شدن . مایل شدن . ナیل کردن . قصد چیزی کردن و روی آوردن یا نزدیک شدن یا کشیده شدن به سوی چیزی

یاختن: عودت کردن; پس رفتن
to intend

to regress
beabsichtigen

-
entendre

-
Ϣiki-En _Dehxodâ

  1.0
Šakiftan -> šakib k. شکیفتن: صبر کردن to wait warten attendre _Dehxodâ   1.0
Cešmberâh b. چشمبراه: منتظر waiting warten attendre     0.1
Farnudan -> farnâ k. فرنودن: استدلال کردن to argue [logic] argumentieren soutenir; prétendre Dehxodâ Ϣiki-En ~Dasâtir   1.0