| Pârsig | B. | Negizeš | English | Deutsch | French | P. | Rišešenâsih | Prevalence |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| •Xowšnudan -> xowšnâ | k. | خشنودن: راضی کردن | to satisfy | erfüllen | satisfaire | 1.0 | ||
| •Kāmbaxšidan -> kāmbaxš | k. | کامبخشیدن: خشنود و راضی کردن; لذت دادن | to gratify | befriedigen | satisfaire | Mazdak i Bâmdâd | 1.0 | |
| •Xowšnāyeš | n. | خشنایش: رضایت | satisfaction | Befriedigung | la satisfaction | Mehrbod i Vâraste | 1.0 | |
| •Kāmsir | z. n. | کامسیر: ارضاء شده | satisfied (sexual) | zufrieden (sexuell) | satisfait (sexuel) | amin keykha | 1.0 | |
| •Puzxandidan -> puzxand | k. | پوزخندیدن: لبخند مغرورانه زدن | to smirk | grisen | petit sourire satisfait | Mehrbod i Vâraste | 0.0 | |
| •Kāmsirih | n. | کامسیری: ارضاء | satisfaction (sexual) | Zufriedenheit (sexuell) | satisfaction (sexuelle) | amin keykha | 1.0 | |
| •Xorsand | خرسند: قانع و راضی | satisfied; | zufrieden, begnügt | satisfait, | خرسند= قانع و راضی satisfied/zufrieden-begnügt خشنود = راضی و خوشحال = contended-pleased/zufrieden-erfreut ----- در خشنود٬ خوشحالی از رضایت است و در خرسند٬ رضایت از قناعت . این خرسندی٬ همان «قناعت»٬ پیوندی به اقناع منطقی و پذیرفتن فرنود ها و ... ندارد و تنها خودداری از بیشخواهی و پذیرفتن آنچه داریم است. توانگر شد آنکس که خرسند گشت از او آز و تیمار در بند گشت . فردوسی . ------- خشنودی ولی رضایت و خوشحال بودن بخود یا از کردار دیگری و همانند آن است مانند رضایت خدا از بندگان و پیوندی با بسنده جویی و پذیرفتن سرنوشت و ... ندارد. جهان آفرین از تو خشنود باد دل بدسگالت پر از دود باد. فردوسی . هراینه اندک گاهی خشنود به چم خرسند ( بیشناخواهی) بکار رفته ولی چم سومینه اش میباشد. ~Mazdak |
0.0 | ||
| •Xowšnud | خوشنود: راضی و خوشحال | content; pleased | zufrieden; erfreut | content; satisfait | خرسند= قانع و راضی satisfied/zufrieden-begnügt خشنود = راضی و خوشحال = contended-pleased/zufrieden-erfreut ----- در خشنود٬ خوشحالی از رضایت است و در خرسند٬ رضایت از قناعت . این خرسندی٬ همان «قناعت»٬ پیوندی به اقناع منطقی و پذیرفتن فرنود ها و ... ندارد و تنها خودداری از بیشخواهی و پذیرفتن آنچه داریم است. توانگر شد آنکس که خرسند گشت از او آز و تیمار در بند گشت . فردوسی . ------- خشنودی ولی رضایت و خوشحال بودن بخود یا از کردار دیگری و همانند آن است مانند رضایت خدا از بندگان و پیوندی با بسنده جویی و پذیرفتن سرنوشت و ... ندارد. جهان آفرین از تو خشنود باد دل بدسگالت پر از دود باد. فردوسی . هراینه اندک گاهی خشنود به چم خرسند ( بیشناخواهی) بکار رفته ولی چم سومینه اش میباشد. ~Mazdak |
0.0 |