Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Digar   دیگر: سایر other andere autre Dehxodâ   0.0
Vagarna n. وگرنه: در غیر این صورت otherwise Andernfalls autrement Dehxodâ   0.0
Bigânegi n. بیگانگی: غیریت; مغایرت otherness Anderssein altérité Dehxodâ   1.0
Pažmordan -> pažmor k. پژمردن: پژمرده شدن to wither - -   پژ در گذشته اَویش بوده است ->"ویش" wesh/wish -> ویژ-> بیژ-> پژ
پژمر(د) = awish+mar = wizmar
( از میان واژه شناسان hubschmann با این سخن همداستان نیست)
( پژوهشمایه:

An Etymological Dictionary of Persian + English and other Indo-European Languages
Ali Nourai

~مزدک
1.0
Šabtarâz n. شبتراز: اعتدال equinox Tagundnachtgleiche équinoxe Mazdak i Bâmdâd Hormoz and 3 others manage the membership, moderators, settings, and posts for ‎کارگاه واژه‌یابی، واژه‌گزینی و واژه‌سازی پارسی‎.
شب‌تراز
Nox= شب
تراز≈اعتدال
شب‌تراز= equinox
اعتدال یا هموگان بسیار همادین است و برای هر چیزی میشود بکار برد ولی سود جستن از واژه ی شب/روز٬ واژه را ویژه میسازد.
شبتراز بهار
شبتراز خزان

~Mazdak
1.0
Alkolbâregi n. الکلبارگی: اعتیاد به الکل alcoholism Alkoholismus alcoolisme Mazdak i Bâmdâd Hormoz and 3 others manage the membership, moderators, settings, and posts for ‎کارگاه واژه‌یابی، واژه‌گزینی و واژه‌سازی پارسی‎.
میخواره و ... خب به کسانی میگن که در مهاد٬ می مینوشند ولی ناگزیر الکلی نیستند.
الکلی= alcoholic
الکل‌بارگی = alcoholism
الکل واژه ی تازی است ولی جهانی است٬ چیزی مانند الومینیوم٬ پروتون٬ ... نیازی به همتایابی نیست.
~Mazdak
1.0
Barafruxtegi n. برافروختگی: عصبانیت rage Rage rage Mazdak i Bâmdâd Hormoz and 3 others manage the membership, moderators, settings, and posts for ‎کارگاه واژه‌یابی، واژه‌گزینی و واژه‌سازی پارسی‎.
ما واژه ی برافروختگی را بایست برای عصبانیت بکار ببریم و خشم را برای غضب.
عصبانیت دارای نشانه های بیرونی مانند برآشفتگی و/یا بانگ زدن و/یا درشت گویی و اینهاست.=rage/fury(E)-≈Wut(G)
خشم ولی میتواند درونی و خاموش باشد و دیرتر برای کسی که خشمیده ) مغضوب) است٬ پیامدهای ناخوشایند را از سوی خشمنده ببار آورد= wrath/anger(E)-Zorn(G)

~Mazdak
1.0