Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Negāhestan -> negāh k. نگاهستن: نگاه کردن; نظر کردن; نظر افکندن; نظاره کردن to look schauen regarder Mehrbod i Vâraste Dehxodâ چون کارواژهیِ نگاه کردن را هماکنون داریم و نگاه کردن کمی از نگریستن میتواند دور باشد (مکنزی, برنگریستن = to consider, نگاهی که همراه با باریکبینی و هشیاری باشد) پس میتوانیم کارواژهیِ سادهیِ نگاهستن را نیز بداریم.

~مهربد
0.5
Farādidan -> farābin k. فرادیدن: تماشا کردن to watch ; to look on zuschauen ; zusehen regarder; observer   1.0
Ernegaristan -> ernegar k. ارنگریستن: شک بردن; ظن بردن; مظنون شدن to suspect vermuten soupçonner Mazdak i Bâmdâd ایرنگریستن = suspect = sub+ spect = under looking = ir + negarestan
er/ir ( PAH) = under, sub
ایرنگریستن
مانند ایراختن و براختن
ایرنگر من این است که هنری، ریچارد را کشته است.
1.0