Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Vâse b. واسه: برای because of; on account of durch; wegen en raison de; sur le compte de en.wiktionary.org واسه از ریشه ی وَسناد پهلوی و پارتی است که به چم برای ، بهر است.

~Bahman Heydari
0.0
Pârize n. پاریزه: ذره particle Teilchen particule Bahman i Heydari پاریز (پاره+یزه=پاریز )مانند کنیز = کنیزک = کن(زن)+یزک یا یزه, پسوند و نشانه ی کوچک کردن) = زن یا دختر کوچک

~Bahman Heydari
1.0
Âhisusmâr   آهیسوسمار: دیناسور; دایناسور dinosaur - - Mehrbod i Vâraste با الگوبرداری از سرکار Bahman Farahbakhsh آهی‌سوسمار را من پیش مینهم.


آهی- پیشوند مُرده‌ای است که در زبان پهلویک همان کارکرد ur در آلمانی, یا arche در انگلیسی را دارد. برای نمونه archangel (آهی‌فرشته {ابرفرشته}).

آهی اینجا میشود سرآغازین, پس آهی‌سوسمار همان دایناسور‌ها میشوند.

~Mehrbod
1.0