Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Gerâni n. گرانی: ثقل; سنگینی gravity Schwerkraft gravité Ϣiki-En   1.0
Gerânist n. گرانیست: gravipause [phys.] - - Mehrbod i Vâraste گران+ایست ~مهربد 1.0
Gerânidan -> gerân k. گرانیدن: جذب کردن to gravitate - - Ϣiki-En   1.0
Gerânitak   گرانیتک: graviton - - Ϣiki-En   1.0
Gorânidan -> gorân k. گرانیدن: تحمیل کردن; مجبور کردن to impose auferlegen imposer Dehxodâ   1.0
Gerânigâh n. گرانیگاه: مرکز ثقل center of gravity Massenmittelpunkt - Ϣiki-Pâ   1.0
Gerânisanj   گرانیسنج: ثقل سنج; جاذبه سنج gravimeter - - Ϣiki-En   1.0
Degarânidan -> degarâney k. دگرانیدن: تغییر دادن to change - -     1.0
Pulgerâni n. پولگرانی: تقلیل قیمتها deflation Deflation déflation Mazdak i Bâmdâd   1.0
Delnegarâni n. دلنگرانی: دغدغه; اضطراب concern; apprehension - -     0.0
Gerânisanji n. گرانیسنجی: ثقل سنجی; جاذبه سنجی gravimetry - - Ϣiki-En   1.0
Gerânisepehr   گرانی‌سپهر: gravisphere - -     1.0
Pularzâni n. پولارزانی: تورم inflation Inflation inflation Mazdak i Bâmdâd تورم (اقصادی) همان کاهش ارزش پول است. پس میتوان از اینسو واژه ساخت و گفت: پول‌ارزانی ( => کالاگرانی)

~مزدک
1.0
Šurnâme n. شورنامه: دراما drama Drama drame Mazdak i Bâmdâd دراما جابیست که سهشهای ژرف هومنی بینندگان ٬یکراست انگیخته و رخنمون میشوند.
در ‌آن تنها اندوه یا مرگ کهرمانان ( مانند تراژدی) نیست٬ بساکه میتواند نگرانی یا دلهره یا خشم را برانگیزد.
برای همین شاید کاربرد واژه شور در ساختن واژه درخور باشد.
شورنامه
در کنار اپیک: کوشنامه
و لیریک‌ = سرودنامه

~مزدک
1.0
Kušnâme n. کوشنامه: حماسه epic; epopee Epos; Epopee épique; épopée Mazdak i Bâmdâd دراما جابیست که سهشهای ژرف هومنی بینندگان ٬یکراست انگیخته و رخنمون میشوند.
در ‌آن تنها اندوه یا مرگ کهرمانان ( مانند تراژدی) نیست٬ بساکه میتواند نگرانی یا دلهره یا خشم را برانگیزد.
برای همین شاید کاربرد واژه شور در ساختن واژه درخور باشد.
شورنامه
در کنار اپیک: کوشنامه
و لیریک‌ = سرودنامه
~مزدک

کوش که امروزه بجای سعی نشسته٬ در بیخ چم نبرد را دارد. در فربود٬ هر کوششی یک نبرد برپاد دشواریها و رهبند هاست.
~مزدک
1.0