Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Yâri n. یاری: کمک help Hilfe aide Dehxodâ   0.0
Kamkam b. کمکم: به مرور; تدریجا bit by bit nach und nach peu à peu     0.0
Kamekam b. کمکم: لااقل at the very least zumindest tout au moins     0.0
Yekomkas z. n. یکمکس: اول شخص; اول شخص first-person erste Person première personne Mehrbod i Vâraste   1.0
Yâridan -> yâr k. یاریدن: کمک کردن to help - - Ϣiki-En ϢDict-Pâ   1.0
Xodyâri n. خودیاری: کمک بنفس; اعاشه از کار خود self-help; self-improvement Selbsthilfe; Selbstverbesserung auto-assistance; l'amélioration personnelle     1.0
Yâštan -> yâr k. یاشتن: یاری کردن; کمک کردن; همراهی کردن; اعانت; امداد to help; to assist hilfen - Mehrbod i Vâraste بجای یاری کردن میتوانیم یاشتن —> یار بگوییم. مرا بیار (مرا یاری کن) /(?:)/ مرا می‌یاشت (مرا یاری میکرد). 1.0
Sâzgâr z. سازگار: موافق; مساعد compatible; suitable kompatibel; geeignet compatible; adapté Dehxodâ سازگاری٬ یاری و موافقت کُـنشمند (active favoring)است و سازواری٬ وفق بی‌کُنش ( passive favorable) میباشد.
سازگار در بیخ٬ چیزی است که شما را همراهی و یاری میکند تا کارتان راه بیفتد. ( گار نشانه ی فعال است: آموزگار=معلم)
≈ adaptive/benevolent مساعد مؤید
سازوار چیزی است که به شما در راهتان کنشمندانه کمک نمیکند ولی سنگ راه هم نیست و بساکه همان هستی اش بسود کار و آماج شماست. ( وار #1 نشانه ی دارندگی مانند امیدوار)
برای همین٬ سازوار چم برازنده و درخور ( متناسب و مناسب) را هم میدهد.
≈compatible /suitable


~Mazdak
0.0