Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
žand n. آژند: ملاط mortar - - Ϣiki-Pâ Ϣiki-En _Dehxodâ   1.0
žang n. آژنگ: موج wave Welle vague Dehxodâ Ϣiki-En _Dehxodâ   1.0
Nežand z. نژند: مالیخولیا

نژند: مهموم
melancholic

sorrow
-

-
-

-
_Dehxodâ ϢDict-Pâ Ϣiki-En

ϢDict-Pâ Ϣiki-En _Dehxodâ
  1.0
Žendâr z. n. ژندار: دگرسته‌ی جِندار; همسان با ژاندارمری فرانسوی - - - _Dehxodâ   1.0
Derežnâ n. درژنا: طول جغرافیایی longitude Länge longitude Ϣiki-En ⚕Heydari   1.0
Kažnâmeš n. کژنامش: سوء تسمیه misnomer Misnomer mauvais nom     1.0
Pâžnâm n. پاژنام: کنیه; نام مستعار cognomen; sobriquet - nom de plume _Dehxodâ Ϣiki-En Ϣiki-En   1.0
Pâžnâme n. پاژنامه: لقب epithet Beiname épithète Ϣiki-En _Dehxodâ   1.0
Kažnâmidan -> kažnâm k. کژنامیدن: سوء تسمیه; اشتباه و غلط نام گذاشتن to misname unzutreffend benennen donner un nom inexact     1.0
Ravânnežandi n. رواننژندی: اختلال اعصاب neurosis Neurose névrose Farhangestân   1.0
Fâmtan n. فامتن: (زیست‌شناسی) ساختاری رشته‌ای (یا ریسمان مانند) که درهسته‌یِ یاختهٌ سرگرم بخشش دیده می‌شود و ترابرِ داده‌های ژنتیکی است. برابر این واژه در زبان انگلیسی Chromosome می باشد که خود از زبان آلمانی آمده و به چهره‌یِ Chromosom نوشته می شود, که آن نیز خود از دو واژه‌یِ Chromo و some برساخته شده است: پیشوند Chromo از واژه‌یِ یونانی Khroma، به چم رنگ (همتراز فام)، و پسوند some از واژه‌یِ یونانی Soma، به معنی تن. chromosome Chromosom chromosome Ϣiki-Pâ Ϣiki-En   1.0
Apizâyeš n. اپیزایش: اپیژنز: تئوری که در آن تکامل از یک یاخته بدون ساختمان شروع می‌شود و یا رشد تقسیم سلولی از قسمت‌های جدید به‌وجود می‌آید که قبلاً در سازمان سلولی تخم منشاء پیش‌بینی شده نداشته است. epigenesis - - Ϣiki-En   1.0
Dâdxwâh z. n. دادخواه: شاکی plaintiff; claimant; complainant Kläger - Ϣiki-De _Dehxodâ Ϣiki-En ϢDict-Pâ Ϣiki-En Ϣiki-En دادخواه همان فریاد خواه است که فردوسی در بیژن و منیژه برای شاکی استفاده کرده است

~Amir Keykha
1.0
Tanfâm n. تنفام: کروموزم chromosome Chromosom chromosome Ϣiki-En (زیست‌شناسی) ساختاری رشته‌ای (یا ریسمان مانند) که درهسته‌یِ یاختهٌ سرگرم بخشش دیده می‌شود و ترابرِ داده‌های ژنتیکی است. برابر این واژه در زبان انگلیسی Chromosome می باشد که خود از زبان آلمانی آمده و به چهره‌یِ Chromosom نوشته می شود, که آن نیز خود از دو واژه‌یِ Chromo و some برساخته شده است: پیشوند Chromo از واژه‌یِ یونانی Khroma، به چم رنگ (همتراز فام)، و پسوند some از واژه‌یِ یونانی Soma، به معنی تن. 1.0
Zâdrâne n. زادرانه: غریزه zâdrâne Naturtrieb; Instinkt instinct Mazdak i Bâmdâd نیروی راننده ای که بگونه ی زادی (ژنها) در جانور پدید آمده است= رانه ی زادی = زادرانه
و خود رانه را میتوان برای drive که فرایافت هماگیرتری است بکار برد.
1.0
Halapand n. هلپند: لُمپن; لمپن lumpen - - Dehxodâ چو او ماه شکافید، شما ابر چرایید؟ 9 چو او چُست و ظریف است، شما چون هلپندید؟ (مولوی۲: ۳۶۷).


--
من به گمانم منبل بر وزن تنبل را مولانا بکار برده بدک نیست ولی هلپند را هم مولانا دارد برای بیکاره و معنای نزدیکی دارد.
~Amin Keykha

لومـپِــن در واژه به چم یک تکه پارچه کهنه و کثیف و ژنده است، به قاب دستمال هم گفته می‌شود.
مارکس با آوردن این واژه در کنار پرولتاریا بر آن بار ویژه ای نهاده که ویکیپدیا به گستردگی در باره آن نوشته.
~MM

ومپِن‌پرولتاریا, زبانزد مارکس و انگلس برای طبقه ای از همبود است (پرولتاریای ژنده) که برخلاف بورژوازی و پرولتاریا در تولید نقشی ندارد و در حاشیه اجتماع از راه‌های مشکوک مانند گدایی و واسطه‌گری و کلاهبرداری امرار معاش می‌کند. ولی در نگاهی دیگر طبقه ای از همبود که با پیشرفت و دگرگونی های بنیادین همبودین علاقه ای ندارد وبیشتر با هم سفرگی و وابستگی به طبقه های تولیدگر، شاغل و کارگر و پولدار می زید.

~Sony Hamedanchi
1.0
Zâdserešt n. زادسرشت: سرشت بنیادین/زادین basic instinct Urtrieb - Masoumeh Hanifehzadeh سرشت خودش یک چیز زادی است و افزون زاد بدان به ما یاری چندانی نمیکند.
در آلمانی هم درست میگویند زاد+ رانه ( Naturtrieb )
درختی که تلخ است وی را سرشت
گرش برنشانی به باغ بهشت
سرنجام گوهر بکار آورد
همان میوه ی تلخ بار آورد ( برنامه ریزی ژنتیک )
خود رانه هم فزون بر این، در فیزیک هم بجای قوه ی محرکه ( برای نمونه در فنر) میتواند بکار رود.
پس:
رانه = Trieb/ driving force
پیش‌رانه = Anrieb/ urge
سرشت = Natur/nature طبیعت (ژنتیک)
نیش عقرب نه از ره کین است
اقتضای طبیعتش این است (رفتار ژنتیک)
---
و برای اینکه میان دو اردوگاه و دو آموزه ی روانشناسیک درگیری نشود:
رانه ی طبیعی = زادرانه = Naturtrieb/Instinct = غریزه ١
سرشت بنیادین (جانوران- برنامه ریزی ژنتیک) = زادسرشت = Urtrieb/ basic Instinct = غریزه ٢
~مزدک
1.0