Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Pāfešārih n. پافشاری: اصرار insistence Beharren insistance   0.0
Pāfešordan -> pāfešor k. پافشردن: پافشاری کردن; اصرار ورزیدن to persist bestehen; beharren persister  ϢDict-Pâ   1.0
Šastār n. شستار: اسلحه weapon Waffe arme vedabase.net _Dehxodâ در میان پارسیان هند و پیروان آذرکیوان که برخی واژه های کهن پارسی را از فراموشی هزاره ها بوخته اند٬ به سلاح٬ شستار یا شستره سهاسترا =شِاپُن گفته میشود و آن سلاحی است که در دست گرفته میشود.
به سلاح ساز هم میگویند شستارکار.
من این واژه را از آنها فراگرفتم
گمان من این است که شاید این واژه با انگشت شست در پیوند باشد چون روی دستی بودن این اسلحه پافشاری میشود.

~Mazdak
1.0