Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Pârsik z. پارسیک: زبان پارسیِ نزدیکتر به پهلویک persian persisch - Daftarche.com   1.0
Pârsikidan -> pârsik k. پارسیکیدن: پارسیک کردن; ترزبان به پارسیک to persianize - - Ϣiki-En   1.0
Vazir   وزیر: - vizier; minister - - Ϣiki-Pâ Ϣiki-En Ϣiki-En وزیر در مهاد یک واژه پارسیک است که از وئسئر در زبان پهلوی و پارسی میانه گرفته شده که آنهم از واژه وئچئرا در پارسی باستان که چمِ داور و میانجی میداده گرفته شده است ~مزدک 0.0