Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Vir n. ویر: ذهن

ویر: حافظه; یاد;
mind

memory
Verstand

Gedächtnis; Mnestik
esprit

mémoire


  1.0
Virin z. ویرین: ذهنی mental psychische; geistig - Ϣiki-En Ϣiki-De   1.0
Azvir   ازویر: حفظ، ازبر learn by heart auswendig lernen -     1.0
Negâre n. نگاره: تصویر image Image image Ϣiki-Pâ Ϣiki-En _Dehxodâ   1.0
Virmân n. ویرمان: وضعیت ذهنی state of mind Geisteszustand état d'esprit Mazdak i Bâmdâd state of mind≈
seelische Verfassung/Geiteszustand=
ایستار ویری=
ویرمان

~Mazdak
1.0
Virâni n. ویرانی: خرابی - - - Ϣiki-Pâ _Dehxodâ ϢDict-Pâ   0.0
Virâyi n. ویرایی: ذهنیت conceptuality Begrifflichkeit - Bamdad Khoshghadami   1.0
Viridan -> vir k. ویریدن: از بر کردن; به یاد سپردن; ویر کردن to memorize - - Ϣiki-En   1.0
Virâyeš n. ویرایش: تصحیح edit Bearbeitung modification     0.0
Virgâšt
Virâstan -> virâ k. ویراستن: تصحیح کردن; ادیت کردن to edit bearbeiten modifier   وه+راستن ~مهربد 1.0
Rowšanvir n. روشنویر: روشنفکر intellectual Intellektueller - _Dehxodâ Ϣiki-De Ϣiki-En   1.0
Virâstâr n. ویراستار: مصحح; تصحیح‌گر; ادیتور editor Herausgeber editeur     0.0
Azviridan -> azvir k. ازویریدن: از بر کردن; حفظ کردن to memorize - - Ϣiki-En   1.0
Rowšanviri n. روشنویری: روشنفکری intellectuality Intellektualität - _Dehxodâ   1.0
Apicarxe n. اپیچرخه: فلک تدویر epicycle epicycle épicycle Ϣiki-En   1.0
Fartur n. فرتور: عکس; تصویر photo; picture Foto; Bild photo; image _Dehxodâ Ϣiki-En Ϣiki-En Ϣiki-De Ϣiki-De بگرایند برگرفته از پرتو ~مهربد 1.0
Virtavânestan -> virtavân k. ویرتوانستن: مجازی ساختن; مجازی‌سازی کردن to virtualize virtualisieren virtualiser Mazdak i Bâmdâd Dehxodâ Not physically existing but made to appear ( in mind/by software)

~مزدک
1.0
Simâpuy n. سیماپوی: اسکنر تصویری scanner Scanner scanner Mazdak i Bâmdâd   1.0
Hambâstan -> hambâ k. همباستن: سراسر ویراندن to demolish zerstören démolir Ϣiki-En MacKenzie   1.0
Yâdgâšt n. یادگاشت: رد‌هایِ بجامانده از دگرش‌هایِ پی‌یاخته‌این (neuronal) در ویر (ذهن) و یاد engram Engramm engram Mazdak i Bâmdâd Ϣiki-De Ϣiki-En Mehrbod i Vâraste   1.0
Vižestâr n. ویژستار: متخصص specialist Spezialist spécialiste ادیب‌سلطانی همچون ویراستار ~مهربد 1.0
Tarâvordan -> tarâvor k. تراوردن: انتقال دادن to transfer übertragen transférer Mazdak i Bâmdâd fere به چم آوردن هم هست (carry، bring )
آوَردن هم نمیگوییم ، میگوییم آوُردن، چرا که با ترا+ وُردن (=بـُـردن) هم از آن به ویر برسد.
1.0
Zerangi n. زرنگی: دها cleverness Klugheit - Dehxodâ ๏ داهی= زرنگ/ دها = زرنگی : رنگی از هوش در کار دارد چلِوِرنِسس/Kلعگهِ‌ت

باید دانست که هوشمندی و تیزهوشی و هوشیاری با هم یکسان نمیباشند و هرکدام ویژگی دیگری را میرسانند.
๏ هوشیار : نشانه ها و سیجهای جهان بیرونی را بهتر و بیدار تر دریافت کرده و واکنش درخور نشان میدهد.
๏ هوشمند : دارای هوش "بسیار" است (بیش از ۱۲۰ ئق) و میتواند پرسمانهای پیچیده را پاسخ‌گشایی نماید هرچند بایسته نیست که زود به پاسخ برسد
๏ تیزهوش : کسی است که "زودتر" از همتایان خود به پاسخ پرسمان میرسد ولی نیازانه و همواره از پس پرسمان های پیچیده بر نمیآید.
๏ باهوش: کسی که گول نیست و هوشی در تراز روالمند (۱۰۰ ئق) و شاید کمی بهتر ٬ دارد
๏ تیزویر : کسی است که داده پردازی تند تر به همراه "کاربرد ویر" ( مِمُری) دارد. درست مانند رایانه ای که دارای هارد-درایو تند تری میباشد.

همچنین٬ زرنگی و زیرکی یکی نیستند؛ زیرک کمی آب‌زیر‌کاه است و در برابر٬ زرنگ کاری تر و کوشا تر است

~Mازداک
0.0
Hošyâri n. هشیاری: کیاست alertness Wachsamkeit - Dehxodâ ๏ کیاست/کیّاس = هوشیاری/هوشیار الِرتنِسس/ذاچهسامکِ‌ت

باید دانست که هوشمندی و تیزهوشی و هوشیاری با هم یکسان نمیباشند و هرکدام ویژگی دیگری را میرسانند.
๏ هوشیار : نشانه ها و سیجهای جهان بیرونی را بهتر و بیدار تر دریافت کرده و واکنش درخور نشان میدهد.
๏ هوشمند : دارای هوش "بسیار" است (بیش از ۱۲۰ ئق) و میتواند پرسمانهای پیچیده را پاسخ‌گشایی نماید هرچند بایسته نیست که زود به پاسخ برسد
๏ تیزهوش : کسی است که "زودتر" از همتایان خود به پاسخ پرسمان میرسد ولی نیازانه و همواره از پس پرسمان های پیچیده بر نمیآید.
๏ باهوش: کسی که گول نیست و هوشی در تراز روالمند (۱۰۰ ئق) و شاید کمی بهتر ٬ دارد
๏ تیزویر : کسی است که داده پردازی تند تر به همراه "کاربرد ویر" ( مِمُری) دارد. درست مانند رایانه ای که دارای هارد-درایو تند تری میباشد.

همچنین٬ زرنگی و زیرکی یکی نیستند؛ زیرک کمی آب‌زیر‌کاه است و در برابر٬ زرنگ کاری تر و کوشا تر است

~Mازداک
0.0