| Pârsig | B. | Negizeš | English | Deutsch | French | P. | Rišešenâsih | Prevalence |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| •Hazine | n. | هزینه: خرج | expenditure | Ausgaben | dépense | Dehxodâ | 0.0 | |
| •Hazinidan -> hazin | k. | هزینیدن: هزینه کردن; صرف کردن; خرج کردن | to spend | spenden | - | 1.0 | ||
| •Âzdâš | n. | آزداش: آز+داشن | award | Auszeichnung | prix | Ϣiki-De Ϣiki-En | New persian form not existing, but could be âzdâš or hazdâd | دهیشن (دهش) همان هبه یا کمابیش هدیه و .. است. پاد+دهشن = پاداش = دهش در برابر کاری نیکو = vreward جایزه = ex +wader و ex * = هز ( مانند هزینه ( expense ) پس جایزه یا همان آوارد میشود در پارسی هزدهش یا هزداش ( به همانندی پاداش) ~مزدک |
1.0 |
| •Kâmbânu | n. | کامبانو: رفیقه; معشوقه; زنیکه با مرد همسردار رابطه داشته باشد | mistress (lover) | Mätresse | maîtresse | Milad Kiyan | من اینجا «کامبانو» را با بازبینی کمی بیشتر از دلبانو پسندیدم, بویژه اینکه گویا در تاریخچهیِ پیدایش واژهیِ mistress (که از فرانسه و فرهنگ آنجا باشد) کامبانو زنی بوده که مرد پولدار هزینههایِ زندگی اش را میپرداخته و بیشتر برای سرگرمی و کام (جنسی) گرفتن با او بوده. ~مهربد |
1.0 |