Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Nožmidan -> nožm k. نژمیدن: تبخیر: دگرستن از ایستار آبسان به ایستار بادسان to be evaporated - - _Dehxodâ   1.0
Nožmânidan -> nožmâney k. نژمانیدن: تبخیر کردن: دگراندن از ایستار آبسان به ایستار بادسان to evaporate - - Ϣiki-En _Dehxodâ   1.0
Ârâymân n. آرایمان: تنظیم (موسیقی) arrangement Arrangement - Bamdad Khoshghadami در واژه «آرانژمان» که در فارسی نیز گاه بکار می‌رود با یک پیشوند «آ» و همچنین یک پسوند «مِنت» روبرو هستیم که به ترتیب در زبان فارسی برابر پیشوند «آ» و پسوند «مان» هستند. به زبان دیگر با افزودن پسوند «مان» به بن کنون کارواواژه «آراستن» به نامواژه رسیده‌ایم. ~بامداد خوشقدمی 1.0