Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Pâdnahâde n. پادنهاده: گونه‌ای از خویشاوندی آکوردها بر پایه‌ی فاصله‌ی سوم counter parallel chord Gegenklang - Bamdad Khoshghadami   1.0
Parânahâde n. پرانهاده: گونه‌ای از خویشاوندی آکوردها بر پایه‌ی فاصله‌ی سوم parallel chord Parallelklang - Bamdad Khoshghadami پیشوند «پرا» دارای ریشه یکسان با پارا در زبان‌های‌ اروپایی است و به چم هم‌راستا، در کنارِ ، به دور و ... است. و این همان پیشوند بکاربرده‌شده در واژه‌ی پاراللِل است. آکورد پرانهاده آکوردی است که در کنار و یک سوی آکورد مهادین نهاده‌شده‌است (قرار دارد). ~بامداد خوشقدمی 1.0
Meyn b. مین: بین middle Mitte milieu   در دژپول، به «بِین» (عربی) می‌گویند «مِین» که به گمان همان «میان» است با کمی گویش خوزی. به‌جای بین، ما‌بین و فی‌مابین، همواره «میان» فارسی پیشنهاده شده، اما در جاهایی که وزن و آهنگ یکسان با «بین» نیاز است، (در چکامه‌ها و مَتَل‌ها) ، «مِیْن» meyn جایگزین بهتریست.

~Armin Hopes
1.0
Tavânxwâh z. n. توانخواه: معلول disabled; invalid Behindert - Mazdak i Bâmdâd Ϣiki-En Ϣiki-De Ϣiki-En دادخواه کسی است که جویای داد است چون آنرا ندارد!
وامخواه هم پول ندارد یاکم دارد
توانخواه هم توان ندارد یاکم دارد و آنرا میجوید
به همین سادکی، از آوردن کم و کاست و بی خودداری کرده ایم و به این آدمها ارج هومنی (انسانی) نهاده ایم ~مزدک
1.0
Xowšâvardan -> xowšâvar k. خوشآوردن: تعارف کردن to taarof - - Mazdak i Bâmdâd خوشاوردن
خوشاورد
خوشاورد٬ آمد نیامد دارد
خوشاوردها را کنار نهاده و رُک گفتگو کنیم.
خوشاوردن میان ایرانیان رواگمند است.

~mazdak
1.0
Halapand n. هلپند: لُمپن; لمپن lumpen - - Dehxodâ چو او ماه شکافید، شما ابر چرایید؟ 9 چو او چُست و ظریف است، شما چون هلپندید؟ (مولوی۲: ۳۶۷).


--
من به گمانم منبل بر وزن تنبل را مولانا بکار برده بدک نیست ولی هلپند را هم مولانا دارد برای بیکاره و معنای نزدیکی دارد.
~Amin Keykha

لومـپِــن در واژه به چم یک تکه پارچه کهنه و کثیف و ژنده است، به قاب دستمال هم گفته می‌شود.
مارکس با آوردن این واژه در کنار پرولتاریا بر آن بار ویژه ای نهاده که ویکیپدیا به گستردگی در باره آن نوشته.
~MM

ومپِن‌پرولتاریا, زبانزد مارکس و انگلس برای طبقه ای از همبود است (پرولتاریای ژنده) که برخلاف بورژوازی و پرولتاریا در تولید نقشی ندارد و در حاشیه اجتماع از راه‌های مشکوک مانند گدایی و واسطه‌گری و کلاهبرداری امرار معاش می‌کند. ولی در نگاهی دیگر طبقه ای از همبود که با پیشرفت و دگرگونی های بنیادین همبودین علاقه ای ندارد وبیشتر با هم سفرگی و وابستگی به طبقه های تولیدگر، شاغل و کارگر و پولدار می زید.

~Sony Hamedanchi
1.0