Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Nešâni n. نشانی: آدرس address Adresse adresse Dehxodâ   0.0
Abarnešânidan -> abarnešân k. ابرنشانیدن: اینستال کردن to install - - Ϣiki-En MacKenzie   1.0
Afhešt n. افه‌شت: نشانی از مبداء; آفست offset Offset offset Mazdak i Bâmdâd افهشت
افهشتن مانند افسردن

~مزدک
1.0
Šâhzâde n. شاهزاده: ملک زاده prince; princess Prinz; Prinzessin prince; princesse Dehxodâ چنین شهریار و چنین شاهزاده
که دید و که داده ست هرگز نشانی

~فرخی
0.0
Zâdserešt n. زادسرشت: سرشت بنیادین/زادین basic instinct Urtrieb - Masoumeh Hanifehzadeh سرشت خودش یک چیز زادی است و افزون زاد بدان به ما یاری چندانی نمیکند.
در آلمانی هم درست میگویند زاد+ رانه ( Naturtrieb )
درختی که تلخ است وی را سرشت
گرش برنشانی به باغ بهشت
سرنجام گوهر بکار آورد
همان میوه ی تلخ بار آورد ( برنامه ریزی ژنتیک )
خود رانه هم فزون بر این، در فیزیک هم بجای قوه ی محرکه ( برای نمونه در فنر) میتواند بکار رود.
پس:
رانه = Trieb/ driving force
پیش‌رانه = Anrieb/ urge
سرشت = Natur/nature طبیعت (ژنتیک)
نیش عقرب نه از ره کین است
اقتضای طبیعتش این است (رفتار ژنتیک)
---
و برای اینکه میان دو اردوگاه و دو آموزه ی روانشناسیک درگیری نشود:
رانه ی طبیعی = زادرانه = Naturtrieb/Instinct = غریزه ١
سرشت بنیادین (جانوران- برنامه ریزی ژنتیک) = زادسرشت = Urtrieb/ basic Instinct = غریزه ٢
~مزدک
1.0