| Pârsig | B. | Negizeš | English | Deutsch | French | P. | Rišešenâsih | Prevalence |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| •Riv | n. | ریو: مکر | insidiousness | Betruegen | perfidie | Ϣiki-Pâ ϢDict-Pâ | این یک زاب نایسته است، چرا که از دوستی و نیکگمانی کسی کژبهره میبرد. ~Mazdak |
1.0 |
| •Tarfand | n. | ترفند: حُقه | trick (crafty) | Kunststück | tour; ruse | ϢDict-Pâ | حقه همان جعبه/قوطی است و حقه باز ها کسانی بودند با جعبه ها چشم بندی میکردند، مانند اینکه لوبیا زیر کدام جعبه است. این است که حقه زدن و حقه بازی همان چشم بندی است که اکنون برای نمونه در لاس وگاس هم یارو انجام میدهد. حقه زدن = چشم بندی کردن/ ولی امروزه بهترین برابر آن = ترفند ( چون این کار با یک فند همراه است) = Kunststueck=trick (crafty) آرنگ و تردستی هم میشود گفت. این فرایافت ،بار نایسته ی چندانی ندارد. ~Mazdak |
1.0 |
| •Neyrang | n. | نیرنگ: خدعه | fascination; charm; spell | Täuschung | fascination; charme | ϢDict-Pâ Ϣiki-De Ϣiki-En Ϣiki-Pâ | این فرایافت، اندکی بار نایسته دارد چون در جنگ ها و ایستارهایِ هماوردی بکار بسته میشود. ~Mazdak |
1.0 |