Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Bargemand z. n. برگمند: مستند documented ~documentary dokumentiert - _Dehxodâ   1.0
Dipângar n. دیپانگر: مستندگر documenter - - Ϣiki-En   1.0
Dipidan -> dip k. دیپیدن: مستند شدن to be documented - - shahrbaraz.blogspot.de   1.0
Dipânidan -> dipâney k. دیپانیدن: مستند کردن to document - - Ϣiki-En shahrbaraz.blogspot.de   1.0
Dipande z. n. دیپنده: سرگرم مستندسازی documenting - - Ϣiki-En   1.0
Dipâneš n. دیپانش: فرایند مستندسازی documentation - - Ϣiki-En   1.0
Diftârnâme n. دیفتارنامه: مستندات برنامه‌نویس coding documentation Codierung Dokumentation documentation de codage Mehrbod i Vâraste   1.0
Gozârešik z. n. گزارشیک: مستند documentary Dokumentarfilm documentaire Mehrbod i Vâraste Mazdak i Bâmdâd فردید از فیلم مستند یا دکمانتری این نیست که آنجا سندی نشان میشود، فردید این است که این یک فیلم بازیگری شده و داستان ناراستین نیست بساکه فیلمبرداری از چیزهای راستین شده ( و در آن میان شاید برگه ها و فرتور های تاریخی). ازینرو زاب گزارشین برای چنین فیلمی بسنده است. اگر مستند جای دیگر بکار برود، خب آنگاه باید فرایافت برگه‌مندی ( سندیت) را در ان آورد. برای نمونه حرف مستند = سخن برگه‌مند
~مزدک

درست است, ولی من گزارشیک می‌افزایم که اینجور زابسازی بیشتر پشتوانه دارد, برای نمونه پیشتر داشته‌ایم «دانشیک», پس اینجا «گزارشیک».
~مهربد
1.0