Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Farâvâžik z. فراواژیک: مجازی figurative übertragen; figürlich - Mazdak i Bâmdâd چمی از یک واژه که فرای چم بُنواژه آن است، همان چم figurative آن است. برای نمونه میگوییم: او نان آور خانواده است ، در اینجا آن کس، همواره و براستی با خود نان نمیآورد، بساکه فردید همان است که او نیاز های خانواده را فراهم میسازد. پس در اینجا این واژه یک چم واژیک دارد و یک چم فراواژیک. 1.0
Bâšnomudan -> bâšnomâ k. باشنمودن: مجازی کردن to virtualize virtualisieren - Mehrbod i Vâraste Ϣiki-En   1.0
Virtavânestan -> virtavân k. ویرتوانستن: مجازی ساختن; مجازی‌سازی کردن to virtualize virtualisieren virtualiser Dehxodâ Mazdak i Bâmdâd Not physically existing but made to appear ( in mind/by software)

~مزدک
1.0