Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Mâne n. مانه: ذهن mind Verstand esprit ϢDict-Pâ Ϣiki-Pâ MacKenzie Ϣiki-En   1.0
Zamâne n. زمانه: دوران era; times - - Ϣiki-En Ϣiki-Pâ Ϣiki-En   1.0
Sâmâne n. سامانه: سیستم; منظومه system System système Ϣiki-Pâ _Dehxodâ Ϣiki-En ϢDict-Pâ   1.0
Âsmâne n. آسمانه: سقف roof Dach toit Ϣiki-De Ϣiki-Pâ ϢDict-Pâ _Dehxodâ Ϣiki-En   1.0
Došmanâne b. دشمنانه: خصمانه unfriendly; inimically feindlich hostile Dehxodâ   0.0
Âsmânhâ n. آسمانه‌ا: سماوات skies Himmel ciels     0.0
Hamzamâne n. همزمانه: معاصر contemporary Zeitgenosse contemporain Ϣiki-En Ϣiki-De   1.0
Zamânesâz   زمانه‌ساز: ابن الوقت; کسیکه با زمانه و روزگار میسازد و شکایت نمیکند timeserver - - Dehxodâ   1.0
Xodviže z. خودویژه: محرمانه; شخصی private privat - Mazdak i Bâmdâd Ϣiki-En   1.0
Râžmânidan -> râžmân k. راژمانیدن: به سامانه درآوردن to systematize systematisieren systématiser     1.0
Râžmân n. راژمان: سیستم; سامانه; منظومه system System système ⚕Heydari Ϣiki-En   1.0
Kâtuziyân z. کاتوزیان: روحانیان (زمانه‌یِ ساسانیان) - - - Bahman i Heydari   1.0
Bâzxword n. بازخورد: بازخوراندن [بخشی از] برونشد به درونشد در یک سامانه feedback Feedback retour d'information ϢDict-Pâ _Dehxodâ Ϣiki-En Ϣiki-Pâ Ϣiki-De   1.0
Samt n. سمت: طرف side Seite côté Dehxodâ ریشه‌شناسی واژه‌ی سمت گمانه‌ی بسیار بالایی میرود که خود پارسی باشد و پژوهشمایه‌ی دکتر نورایی بر این سمت پیش میرود ~مهربد 0.0
Namakin z. نمکین: ملیح mellifluous Mellifluous mélodieux Dehxodâ یکی حدیث کند از ملاحت لب یار
که با نمک تر از آن هیچ شوره زاری نیست
یکی سروده سخن‌ها ز سرو قامت دوست
که همچو سروی در هیچ جویباری نیست
یکی کند سگ کوی نگار را توصیف
که همچو او سگ گردن کلفت ِ هاری نیست
یکی ز چاه زنخدان سخن همی راند
که چاهی اینسان در هیچ رهگذاری نیست
شکست رونق بازار عشق و شعر و ادب
بدین متاع رواجی و اعتباری نیست
بگو به اهل ادب محرمانه "روحانی"
بتر ز شاعری و شعر هیچ کاری نیست.
~روحانی
1.0
Porâvand n. پرآوند: - complex Komplex complexe Mazdak i Bâmdâd از دیدگاه دستوری واژه ی «پیچیده» جایگاه کارگیر( مفعولی) را دارد و از بن گذشته درست شده و میشود همتای دستوری
complicated
دانست.
از دید چمیک هم پیچیده را میتوان برابر دشوار (از دید گرهمندی) شمرد که چم مهادین
complicated
میباشد.
ولی
comlex
تنها به پیچیدگی از دید شمار بالای بخشهای سازنده یک سامانه گفته میشود و به بایستگی دشواری را نمیرساند و در پارسی میشود به آن گفت:
پُرآوند
این یک سامانه ی پراوند است
این یک پرسمان پیچیده است

~ Mazdak
1.0
Ruzgożâr z. روزگذار: کفاف روزانه; بقدر احتیاج روز per-diem; daily; dailiness - -   بهره ٔ تو زین زمانه روزگذاری است
بس کن از او اینقدر که با تو شماراست
ناصرخسرو
1.0
Âzaraxš n. آذرخش: صاعقه; برق; رعد و برق thunderbolt Blitz coup de tonnerre Dehxodâ ( برای اسبهای تندرو هم میگفتند. در عربی هم «براق» اسبی است که پیامبر اسلام را به فراز آسمانها برد)
صاعقه= برقی است که مایه ی آتشسوزی میشود= آذر+ رخش = آذرخش
تندر هم همان رعد است که تنها سدای این پدیده است.
رخش همچنین با درخش همریشه است.

~مزدک
0.0
Zerangi n. زرنگی: دها cleverness Klugheit - Dehxodâ ๏ داهی= زرنگ/ دها = زرنگی : رنگی از هوش در کار دارد چلِوِرنِسس/Kلعگهِ‌ت

باید دانست که هوشمندی و تیزهوشی و هوشیاری با هم یکسان نمیباشند و هرکدام ویژگی دیگری را میرسانند.
๏ هوشیار : نشانه ها و سیجهای جهان بیرونی را بهتر و بیدار تر دریافت کرده و واکنش درخور نشان میدهد.
๏ هوشمند : دارای هوش "بسیار" است (بیش از ۱۲۰ ئق) و میتواند پرسمانهای پیچیده را پاسخ‌گشایی نماید هرچند بایسته نیست که زود به پاسخ برسد
๏ تیزهوش : کسی است که "زودتر" از همتایان خود به پاسخ پرسمان میرسد ولی نیازانه و همواره از پس پرسمان های پیچیده بر نمیآید.
๏ باهوش: کسی که گول نیست و هوشی در تراز روالمند (۱۰۰ ئق) و شاید کمی بهتر ٬ دارد
๏ تیزویر : کسی است که داده پردازی تند تر به همراه "کاربرد ویر" ( مِمُری) دارد. درست مانند رایانه ای که دارای هارد-درایو تند تری میباشد.

همچنین٬ زرنگی و زیرکی یکی نیستند؛ زیرک کمی آب‌زیر‌کاه است و در برابر٬ زرنگ کاری تر و کوشا تر است

~Mازداک
0.0
Hošyâri n. هشیاری: کیاست alertness Wachsamkeit - Dehxodâ ๏ کیاست/کیّاس = هوشیاری/هوشیار الِرتنِسس/ذاچهسامکِ‌ت

باید دانست که هوشمندی و تیزهوشی و هوشیاری با هم یکسان نمیباشند و هرکدام ویژگی دیگری را میرسانند.
๏ هوشیار : نشانه ها و سیجهای جهان بیرونی را بهتر و بیدار تر دریافت کرده و واکنش درخور نشان میدهد.
๏ هوشمند : دارای هوش "بسیار" است (بیش از ۱۲۰ ئق) و میتواند پرسمانهای پیچیده را پاسخ‌گشایی نماید هرچند بایسته نیست که زود به پاسخ برسد
๏ تیزهوش : کسی است که "زودتر" از همتایان خود به پاسخ پرسمان میرسد ولی نیازانه و همواره از پس پرسمان های پیچیده بر نمیآید.
๏ باهوش: کسی که گول نیست و هوشی در تراز روالمند (۱۰۰ ئق) و شاید کمی بهتر ٬ دارد
๏ تیزویر : کسی است که داده پردازی تند تر به همراه "کاربرد ویر" ( مِمُری) دارد. درست مانند رایانه ای که دارای هارد-درایو تند تری میباشد.

همچنین٬ زرنگی و زیرکی یکی نیستند؛ زیرک کمی آب‌زیر‌کاه است و در برابر٬ زرنگ کاری تر و کوشا تر است

~Mازداک
0.0