Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Hamrun z. همرون: عکس converse gegenteilig converser     1.0
Bāzkoneš n. بازکنش: عکس العمل reaction Reaktion réaction ~Farhangestān چهرهیِ درستتر "واکنش" ~مهربد 1.0
Fartur n. فرتور: عکس; تصویر photo; picture Foto; Bild photo; image Ϣiki-En  Ϣiki-De Ϣiki-De Ϣiki-En بگرایند برگرفته از پرتو ~مهربد 1.0
Afrun z. n. افرون: عکس پشت و رو obverse Vorderseite face     1.0
Pežvākidan -> pežvāk k. پژواکیدن: عکس الصوت یافتن to echo Echo écho Ϣiki-En _Dehxodâ   1.0
Xodakih n. خودکی: عکسی که کس از خود میاندازد selfie Selfie selfie Mazdak i Bâmdâd در سلفى (واژه مورد نظر من) مهم این دو مورد است كه ١-فرد از خودش به تنهایى و یا با چند نفر دیگر ٢-عكس بگیرد.
به صورتى: از خود/خودشان + فعل عكس گرفتن
Selfie is a self portrait photography
بنابراین شاید:
عكس خودنگاره
ولى خودك هم نو بودن و كوتاه بودن را دارد و هم مثل واژه سلفى فراخ است به متنهاى مختلف راحت تر گره میخورد و در عین حال «خود-سلف» را هم دارد. ~مرجان شیرازی

چون سلفی یک واژه ی (زاب ونام) هامساخته و کوتاهیده ی نوازش کرده ( مانند حسنی بجای حسن) میباشد٬ بهتر است بگوییم:
خودکی khodaki
یک خودکی گرفتم
روانتر است تا گفتن : یک خودک گرفتم

~Mazdak
1.0