| Pârsig | B. | Negizeš | English | Deutsch | French | P. | Rišešenâsih | Prevalence |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| •Câmesorâ | چامهسرا: شاعر | poet | Dichter | poète | Ϣiki-De Ϣiki-Pâ ϢDict-Pâ _Dehxodâ Ϣiki-En | 1.0 | ||
| •Namakin | z. | نمکین: ملیح | mellifluous | Mellifluous | mélodieux | Dehxodâ | یکی حدیث کند از ملاحت لب یار که با نمک تر از آن هیچ شوره زاری نیست یکی سروده سخنها ز سرو قامت دوست که همچو سروی در هیچ جویباری نیست یکی کند سگ کوی نگار را توصیف که همچو او سگ گردن کلفت ِ هاری نیست یکی ز چاه زنخدان سخن همی راند که چاهی اینسان در هیچ رهگذاری نیست شکست رونق بازار عشق و شعر و ادب بدین متاع رواجی و اعتباری نیست بگو به اهل ادب محرمانه "روحانی" بتر ز شاعری و شعر هیچ کاری نیست. ~روحانی |
1.0 |
| •Zinpiš | زینپیش: قبلا; پیش ازین | already | bereits | déjà | زینپیش را در چامه پارسی داشتیم: زینپیش، شاعرانِ ثناخوان، که چشمشان در سعد و نحس طالع و سیر ستاره بود، بس نکتههای نغز و سخنهای پُرنگار گفتند در ستایش این گنبد کبود. اما، زمین که بیشتر از هرچه در جهان شایستۀ ستایش و تکریم آدمی است، گمنام و ناشناخته و بیسپاس ماند. ... سایه ~MM |
1.0 |