Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Minu z. n. مینو: روح spirit Geist esprit MacKenzie minōg ī xrat= the spirit of wisdom
~Mazdak
1.0
Jângodâz z. n. جانگداز: روحگداز agonizing Quälend angoissant Dehxodâ کند خواجه بر بستر جانگداز
یکی دست کوتاه و دیگر دراز

~سعدی
0.0
Minugerâyi n. مینوگرایی: معنویت‌گرایی; باور به روح spiritualism Spiritualismus spiritualisme Dehxodâ   1.0
Šidespahbod n. شیداسپه‌بد: روح القدس; روان‌‌بخش holy spirit Heiliger Geist esprit saint Dasâtir Dehxodâ   1.0
Kâtuziyân z. کاتوزیان: روحانیان (زمانه‌یِ ساسانیان) - - - Bahman i Heydari   1.0
Namakin z. نمکین: ملیح mellifluous Mellifluous mélodieux Dehxodâ یکی حدیث کند از ملاحت لب یار
که با نمک تر از آن هیچ شوره زاری نیست
یکی سروده سخن‌ها ز سرو قامت دوست
که همچو سروی در هیچ جویباری نیست
یکی کند سگ کوی نگار را توصیف
که همچو او سگ گردن کلفت ِ هاری نیست
یکی ز چاه زنخدان سخن همی راند
که چاهی اینسان در هیچ رهگذاری نیست
شکست رونق بازار عشق و شعر و ادب
بدین متاع رواجی و اعتباری نیست
بگو به اهل ادب محرمانه "روحانی"
بتر ز شاعری و شعر هیچ کاری نیست.
~روحانی
1.0
Delmâye n. دلمایه: روحیه spirit; morale Laune; Stimmung - Ϣiki-De Ϣiki-En Ϣiki-De Ϣiki-En Mazdak i Bâmdâd این روحیه در انگلیسی همان moral است، مانند روحیه ی جنگی ، روحیه شان را باخته اند . این روحیه ، چیزی نزدیک انگیزه و دل داشتن برای انجام کاری ( کاری سخت ) میباشد. برای همین واژه ی دل‌مایه بدید من گویاست و مایه ای را میرساند که کسی در راستای دلاوری و انگیزه‌آوری داراست.
نمونه ی کاربردی:
"آن جنگجویان با همه ی آسیب هایی که خورده اند، هنوز دلمایه ی بزرگی برای پایداری دارند ~مزدک
1.0