Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Āsān   آسان: راحت easy leicht facile     0.0
Āsānih n. آسانی: راحتی tranquility Ruhe tranquillité  Ϣiki-En Nyberg ϢDict-Pâ   0.0
Valāna n. ولانه: جراحت sore wund; schmerzend douloureux; plaie ϢDict-Pâ  Ϣiki-En   1.0
Vālāne n. والانه: جراحت avulsion [injury] Ausriss avulsion وُلانه به معنای زخم همراه با کندگی است با avulsion همریشه است

~امین کیخا
1.0
Āsudan -> āsâ k. آسودن: استراحت کردن to rest sich ausruhen reposer     0.0
Zubarāne b. زوبرانه: به صراحت; مشخصا explicitly ausdrücklich explicitement Mazdak i Bâmdâd بهتر است بگوییم زوبرانه برای
explicit.
چون هزبرانه در گاه گویش با ازبرانه ( از حفظ) کژامیغ میشود

~Mazdak
1.0
Xodakih n. خودکی: عکسی که کس از خود میاندازد selfie Selfie selfie Mazdak i Bâmdâd در سلفى (واژه مورد نظر من) مهم این دو مورد است كه ١-فرد از خودش به تنهایى و یا با چند نفر دیگر ٢-عكس بگیرد.
به صورتى: از خود/خودشان + فعل عكس گرفتن
Selfie is a self portrait photography
بنابراین شاید:
عكس خودنگاره
ولى خودك هم نو بودن و كوتاه بودن را دارد و هم مثل واژه سلفى فراخ است به متنهاى مختلف راحت تر گره میخورد و در عین حال «خود-سلف» را هم دارد. ~مرجان شیرازی

چون سلفی یک واژه ی (زاب ونام) هامساخته و کوتاهیده ی نوازش کرده ( مانند حسنی بجای حسن) میباشد٬ بهتر است بگوییم:
خودکی khodaki
یک خودکی گرفتم
روانتر است تا گفتن : یک خودک گرفتم

~Mazdak
1.0