Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Degarsâni n. دگرسانی: تفاوت; اختلاف difference Unterschied différence     1.0
Âdegarsâni n. آدگرسانی: بی تفاوتی indifference - -     1.0
Degarsânidan -> degarsân k. دگرسانیدن: فرق کردن to differ abweichen différer     1.0
Degarsâniktâd n. دگرسانیکتاد: دیفرنسیال‌پذیری differentiability - - Ϣiki-En   1.0
Âdegarsân z. آدگرسان: بیتفاوت; بی دگرسانی indifferent - -     1.0
Vartâ n. ورتا: گوناگون: چیزهایی که دگرسانی اندکی با یکدیگر دارند variant - - Ϣiki-En   1.0
Pišgu n. پیشگو: نبی oracle Orakel oracle Dehxodâ دگرسانی سروش با اوراکل این است که سروش یک هستی ایزدی و مینوی است ولی اوراکل ها آدم هایی بوده اند که مانند رمال ها و فالبین های خودمان یک پیشگویی هایی میکرده اند و هنرشان این بوده پیشگویی را جوری بکنند که همه جوره بتوان از ان برداشت نمود و همواره درست از آب در بیاید.

~Mazdak
0.0
Agozirâ n. اگزیرا: غیر قاطع; بی تصمیم nondecisive nicht entscheidend non décisif Mehrbod i Vâraste گزیرا از گـُزیرْدن (تصمیم گرفتن), همچون فریبا از فریفتن.

دگرسانی باریکی میان ناگزیرایی (indecisiveness) و اگزیرایی (nondecisiveness) انگاشته شده است. ناگزیرایی‌ زمانی‌ست که کس میان دو یا چند گزینه سرگرم گزیرش و گزینش باشد, هنگامیکه اگزیرایی بازه‌ای‌ست که فرایند گُزیرش به کنار گذاشته شده است.

~مهربد
1.0
Nâgozirâ n. ناگزیرا: ناقاطع; بی تصمیم indecisive unentschieden; unentschlossen indécis   زیرا از گـُزیرْدن (تصمیم گرفتن), همچون فریبا از فریفتن.

دگرسانی باریکی میان ناگزیرایی (indecisiveness) و اگزیرایی (nondecisiveness) انگاشته شده است. ناگزیرایی‌ زمانی‌ست که کس میان دو یا چند گزینه سرگرم گزیرش و گزینش باشد, هنگامیکه اگزیرایی بازه‌ای‌ست که فرایند گُزیرش به کنار گذاشته شده است.
~مهربد
1.0
Disnegâre n. دیسنگاره: دسن (فرانسوی) drawing Zeichnung dessin Mazdak i Bâmdâd Ϣiki-En Ϣiki-De دگرسانی دسن و دیزاین در این است که دسن همواره یک drawing بهمراه دارد ولی دیزاین برای خانه و جز انیها یک گذرگاه کلان تر است. از اینرو نگار /نگارش ~مزدک 1.0