Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Bâzâvardan -> bâzâvar k. بازآوردن: تکرار کردن to repeat wiederholen répéter _Dehxodâ   1.0
Hamârestan -> hamâr k. همارستن: تکرار کردن to repeat wiederholen; repetieren répéter Ϣiki-De ϢDict-Pâ Ϣiki-En _Dehxodâ مهربد گرامی، این واژه هنوز در میانبدان کوهپایه ای سپاهان روامند است که به چم کاری را دوباره یا چندباره انجام دادن است. ریشه‌ی آن خودش در ساختار واژگانی اش نهفته است.هم+آرستن(توانستن)=همواره کاری را توانستن و سامان بخشیدن و پشت سرهم انجام دادن یا به کار بردن است. ~بهمن 1.0