Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Tude n. توده: اکثریت عوام masses Volk masses     0.0
Tudegerâ z. n. توده‌گرا: عوامگرا; پوپولیست populist Populist populiste Nader Tabasian   1.0
Tudegerâi n. توده‌گرایی: عوامگرایی; پوپولیسم populism Populismus populisme Nader Tabasian   1.0
Hožir z. هژیر: ستوده و پسندیده و خوب و نیک well-faced; laudable; praiseworthy - - Avestâ Ϣiki-En _Dehxodâ Ϣiki-Pâ   1.0
Farnud n. فرنود: برهان; استدلال; دلیل reason Begründung; Grund raison ϢDict-Pâ Ϣiki-En _Dehxodâ Ϣiki-De Dasâtir در پهلوی کارواژه ی آنیدن/آنودن ( مانند شنیدن/شنودن)با بُن کنون «آنای» به چم راهنمایی نمودن و راهبری کردن و بردن می هستوده . از بُن نای/نودن
واژه ی آنود نیز میتواند درست مانند شنود یک نام‌واژه دانسته شود ٬ برابر هدایت و دلالت٬ چراکه دلالت در عربی درست همان راهنمایی است
فر پیشوند فراتر میباشد و فرانودن یا فرنودن برابر با رهنمایی فراتر
لِادئنگ فعرتهِر = فرا+(â)نīدان
(ī= ئئ / ع کامبیز/کمبوجیه- سیریل/کوریل)
. که درست همان چم دلیل ودلالت را در منطق دارد و نامواژه ای کزان ساخته میشود٬ فرانود یا فرنود است که درست برابر استدلال میباشد.

~مزدک
1.0