Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Âmâyeš n. آمایش: ترکیب combination Kombination combinaison     1.0
Âmâyešik z. آمایشیک: ترکیبی combinatorial kombi combinatoires Ϣiki-En   1.0
Peykarband n. پیکربند: ترکیب‌بند - - -     1.0
Faršim n. فرشیم: جزء ترکیبی ingredient Zutat ingrédient Dasâtir Dehxodâ   1.0
Âmudan -> âmâ k. آمودن: ترکیب کردن to combine zusammensetzen; kombinieren combiner     1.0
Âmude z. آموده: مرکب; ترکیب شده combined kombiniert combiné     1.0
Âmiq n. آمیغ: ملقمه; ترکیب مخلوط mixture; amalgam; mix Mischung; Amalgam mélange; amalgame Dehxodâ   1.0
Budobâš n. بودباش: اقامت stay Aufenthalt séjour   "بودوباش"
در گویش افغانستانی و تاجیکستانی بجای واژه تازی "اقامت"، واژه زیبا و پارسی "بودوباش" بکار برده می‌شود. بودوباش، ترکیب بن گذشته و بن اکنون کارواژه "بودن" است.
بود + و + باش
این واژه به گوش ما ایرانیان نا آشناست و زمان میبرد تا به آن خو گرفت.
گفتنی است که ترکیب بن گذشته + بن اکنون، در زبان پارسی کاربرد گسترده ای دارد. من برایتان چندین نمونه در زیر می‌آورم:
گفت و گو (گفتگو)
جست و جو (جستجو)
شست و شو (شستشو)
تاخت و تاز
ساخت و ساز
سوخت و سوز
دوخت و دوز
پخت و پز
رُفت و روب

~Amir Ghorban Zadeh
1.0
Kârnemâyi n. کارنمایی: - performance Performance performance Mazdak i Bâmdâd هم انجام کار در این آمایش (ترکیب) نهفته است و هم بازنمایی کار ( عرضه و نشان دادن هنر و چیره دستی و کارایی)
——
کارنمادن/کارنمودن ( to perform ) - کارنمایش- کارنماد- کارنما ( = performer ) ، ودیگر

~Mazdak
1.0