Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Târixnegâr n. تاریخنگار: مورخ historian Historiker historien Ϣiki-Pâ   1.0
Pâymâr n. پایمار: قرار; تاریخ ملاقات; دیدار appointment geplanter Termin rendez-vous Ϣiki-En MacKenzie   1.0
Simânegâri n. سیمانگاری: دانشی که اندر ویژگی‌هایِ تاریخیِن یک تیره/گروه میپژوهد prosopographie Prosopographie prosopographie Ϣiki-De Ϣiki-En   1.0
Kâmbânu n. کامبانو: رفیقه; معشوقه; زنیکه با مرد همسردار رابطه داشته باشد mistress (lover) Mätresse maîtresse Milad Kiyan من اینجا «کامبانو» را با بازبینی کمی بیشتر از دلبانو پسندیدم, بویژه اینکه گویا در تاریخچه‌یِ پیدایش واژه‌یِ mistress (که از فرانسه و فرهنگ آنجا باشد) کامبانو زنی بوده که مرد پولدار هزینه‌هایِ زندگی اش را میپرداخته و بیشتر برای سرگرمی و کام (جنسی) گرفتن با او بوده.

~مهربد
1.0
Gozârešik z. n. گزارشیک: مستند documentary Dokumentarfilm documentaire Mehrbod i Vâraste Mazdak i Bâmdâd فردید از فیلم مستند یا دکمانتری این نیست که آنجا سندی نشان میشود، فردید این است که این یک فیلم بازیگری شده و داستان ناراستین نیست بساکه فیلمبرداری از چیزهای راستین شده ( و در آن میان شاید برگه ها و فرتور های تاریخی). ازینرو زاب گزارشین برای چنین فیلمی بسنده است. اگر مستند جای دیگر بکار برود، خب آنگاه باید فرایافت برگه‌مندی ( سندیت) را در ان آورد. برای نمونه حرف مستند = سخن برگه‌مند
~مزدک

درست است, ولی من گزارشیک می‌افزایم که اینجور زابسازی بیشتر پشتوانه دارد, برای نمونه پیشتر داشته‌ایم «دانشیک», پس اینجا «گزارشیک».
~مهربد
1.0