Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Espâš n. اسپاش: فضا space Raum espace Avestâ _Dehxodâ MacKenzie Ϣiki-En   1.0
Nâsepâs z. n. ناسپاس: ناشکر; قدرنشناس

ناسپاس: حق نشناس
ingrate

ungrateful; ingrate
Undankbare

Undankbar
ingrat

ingrat
Dehxodâ

_Dehxodâ Ϣiki-En ϢDict-Pâ Ϣiki-Pâ
  1.0
Espâšik z. اسپاشیک: فضایی spatial räumlich spatial ~Avestâ ~MacKenzie   1.0
Poštyâr n. پشتیار: اسپانسر sponsor Sponsor parrainer Mazdak i Bâmdâd   1.0
Espâšzamân n. اسپاشزمان: spacetime Raumzeit spacetime Ϣiki-En   1.0
Poštyâri n. پشتیاری: اسپانسر کردن sponsorship Sponsoring parrainage Mazdak i Bâmdâd   1.0
Tanješ n. تنجش: اسپاسم; گرفتگی ماهیچه‌ای spasm Krampf spasme Ϣiki-Pâ Ϣiki-En   1.0
Baxšmânidan -> baxšmân k. بخشمانیدن: بخش نمودن چیزها یا اسپاش (فضا) به پهنه‌ای که دسته‌بندی شده است to compartmentalize compartmentalize compartimenter Mehrbod i Vâraste   1.0
Tât v. pav. تات: یا امروزین‌تر, داد ity - - Ϣiki-Pâ Bartholomae پسوند dâd/tât در پارسی باستان همان است که اکنون در اسپانیایی یا فرانسه و انگلیسی شده : -te, -ty برای نمونه واژه‌ی اوستایی drava = سالم میباشد، و dravatât = سلامتی است که امروزه شده «درود». (واژه‌نامه‌یِ زبان کهنِ ایرانی از بارتولومی). این پسوند نام‌ساز بوده و نام‌هایِ مادینه میساخته است.

~مزدک
0.0
Setâmidan -> setâm k. ستامیدن: اعتماد کردن to trust vertrauen - ~MacKenzie Mazdak i Bâmdâd <<در پهلویک کارواژه‌یِ «اپستامیدن / apestâmidan» را داریم به چم "اعتماد کردن / to trust".>> ~مهربد

سـَتامیدن [setâmidan] اگر بنگریم که این کارواژه از دو بخش ape + stamidan باشد و ape ( = به امروزی ) ، میتوان گفت (چیزی را) بستامیدن یا به سادگی سـِتامیدن ('به' چیزی) :
مردم او را میبستامند = مردم به او می ستامند
در پارسی واژگانی که با es، ... آغاز میشدند میتوانند بگونه Se ... نیز ورتیده شوند: مانند :
استاره = ستاره
اسپاس= سپاس
اسپاس = سپاش
اُشتـُر = شـُتـُر
اِیزد = یـَـزد...
پس اگر اپستامیدن تا به امروز برجای می ماند، میشد بستامیدن یا سـِتامیدن، مانند اپسپوردن، که شده سپردن

~مزدک
1.0