Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Arzyāftan -> arzyāb k. ارزیافتن: یافتن ارزش to evaluate bewerten; evaluieren évaluer Ϣiki-En   1.0
Bāzarz n. بازارز: ارزش مبادله exchange value Tauschwert la valeur d'échange Mazdak i Bâmdâd در این آمایش ها، بر نشانگر میوه و بهره و سود و آنچه است که میخوریم و می گساریم (use) ، و باز نشانگر چرخه و چندبارگی (تعویض و مبادله و تبدیل)

~Mazdak
1.0
Bararz n. برارز: ارزش استفاده use value Gebrauchswert valeur d'usage Mazdak i Bâmdâd در این آمایش ها، بر نشانگر میوه و بهره و سود و آنچه است که میخوریم و می گساریم (use) ، و باز نشانگر چرخه و چندبارگی (تعویض و مبادله و تبدیل)

~Mazdak
1.0
Arznehādan -> arznehā k. ارزنهادن: ارزش دادن; بها دادن to give credit Kredit geben; anerkennen accorder du crédit     1.0
Arzkāstan -> arzkā k. ارزکاستن: تنزل ارزش دادن; کم بها کردن to depreciate entwerten déprécier Mehrbod i Vâraste   1.0
Arznehād z. ارزنهاد: چیزیکه دارای ارزش و اعتبار باشد credible glaubwürdig crédible Ϣiki-En   1.0
Bimāye n. بیمایه: سراسر تهی از استواری و گوهره ی درونی / بی ارزش، نادان، نااگاه، ... lacking in substance; insubstantial Substanzlos sans substance; insubstantiel _Dehxodâ   1.0
Negine n. نگینه: مدال medal Medaille médaille Mazdak i Bâmdâd نگینه: هر چیز گرانبها چه سنگ و چه فلز که در جایی کار بگذارند.
نگینه امروز بکار نمیرود . پس میشود برای مدال گذاشت. از نشان که کاربرد جز مدال فراوان دارد بسی بهتر است . نگینه همچنین داشتن ارزش و بها را هم میرساند و هم اینکه در جایگاه ویژه و والا جای داده میشود. فزون برین نگینه میتواند دارای نگاره باشد٬ درست مانند مدال.

~Mazdak
1.0
Gozārand n. گزارند: محمول predicate Prädikat prédicat Mazdak i Bâmdâd گزارند: کمی مانند تصمیم گیرنده و کمی همانند گزاره
(که یا درست است یا نادرست)
~Mazdak

اگر به چمهای گوناگون Prädikat، چه در ارزشگزاری باده، چه گزارش در باره نهاد گزاره (در دستور زبان) هم بنگریم، گزارند همتای درخوری به نگر میرسد.
http://www.duden.de/rechtschreibung/Praedikat#Bedeutung4
~mm
1.0
Pularzānih n. پولارزانی: تورم inflation Inflation inflation Mazdak i Bâmdâd تورم (اقصادی) همان کاهش ارزش پول است. پس میتوان از اینسو واژه ساخت و گفت: پولارزانی ( => کالاگرانی)

~Mazdak
1.0
Bahābarg   بهابرگ: قبض bill Rechnung; Gesetzentwurf facture; projet de loi Mazdak i Bâmdâd بجای bill که به هرجور برگ بهادار و نماینده ی ارزش گفته میشود ( و بلیط! هم از آن است) میشود گفت : بهابرگ . هتّا بجای صورتحساب (پرداخت نشده) هم.

~Mazdak

با اوراق بهادار Wertpapiere قاتی نشود!
~mm
1.0