Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Farhud n. فره‌ود: حقیقت truth Wahrheit vérité Dasâtir _Dehxodâ Ϣiki-En Ϣiki-Pâ فر+هوده = آنچه بسیار به حق باشد ~مهربد 1.0
Farhudin z. فره‌ودین: حقیقی true wahr - ~Dasâtir Ϣiki-De Ϣiki-En   1.0
Farhudini n. فرهودینی: حقیقیت truthness - - ~Dasâtir Mehrbod i Vâraste   1.0
Cedâni   چه‌دانی: دانستن چیزها; دانش از فرهودها know-what - - Mehrbod i Vâraste   1.0
Farâdâdan -> farâdeh k. فرادادن: بیان کردن to express ausdrücken exprimer Dehxodâ فراداد = بیان / فراده = بیان کننده
فرایافت = مفهوم / فرایاب = مفهوم دهنده
فراگرفت = اشغال+تصرف+مصادره+یاد گرفتن فرزام/ فراگیر = اشغال کننده، عمومی ، ...
~مزدک


تنها در یک گزاره نگرش خود را به دین *فراده*
- در فند هنرپیشگی بازیِ زیرپوستی *فراداد* قدرتمندتری از رل بازیِ نمایشی دارد
- واکنش او *فراده* ی سهش درونی اش بود
- در سخن گفتن *فراداد* درستی ندارد
- هنری که از *فراداد* بی بهره باشد مانا نیست
- *فراداد* هنری همانا پیوندِ همسوی سهش، اندیشه و فند است.
- در *فرادادن* عقیده اش ناتوان بود
- این واژه *فراده* ی این پدیده نیست.
- گفته های او *فراده*ی این فرهود است که ....
- در هنرهای دیداری برای *فراداد* بیشتر از رژ بهره گرفته می شود تا رنگ اگرچه هنرمندی مانند روتکو از رنگ نیز برای *فرادادنِ* سهش به خوبی سود برده است
~Nader Tabasian
1.0
Varpušândan -> varpušân k. n. ورپوشاندن: مخفی کردن to disguise Verkleidung déguisement Mazdak i Bâmdâd وَرپوشاندن
دگیز با «لباس مبدّل» و پوشش و پوشاندن فرهود سروکار دارد.
آیا گمان میکنید بتوانم بوی الکل را با خوردن تکه ای نعنا وَر بپوشانم؟
آن زن خود را چو یک مرد ورپوشانید ولی نتوانست سدای خود را ور بپوشاند.
آن زن ٬ چو یک مرد وَرپوشید ولی نتوانست سدای خود را ورپوشد.

~Mazdak
1.0