Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Sost z. سست: ضعیف; عاجز frail; weak gebrechlich; schwach frêle; faible شمشیر قوی نباید از بازوی سست
ناید ز دل شکسته تدبیر درست

~سعدی
0.0
Sostih n. سستی: ضعف; فتور frailty; lassitude Gebrechlichkeit; Mattigkeit fragilité; lassitude   0.0
Gosast n. گسست: انقطاع interruption Unterbrechung interruption   0.7
Sostmaneš n. سستمنش: بی عرضه inept unfähig; ungeschickt inepte Ϣiki-En   1.0
Sostmaneših n. سستمنشی: بی عرضگی; بی دست و پایی ineptitude Unfähigkeit ineptie Ϣiki-En   1.0
Rusestān n. روسستان: روسیه russia Russland russie   برخی از خود نامهای این کشورها هم نادرست اند. برای نمونه آلمان یا سوئد نامهایی اند که فرانسه ها به این کشور داده اند . اگر بخواهیم درست کار کنیم باید نام آنها را از زبان خودمان درست کنیم. مانند هندوستان٬ لهستان ( سرزمین لخ ها) برای روسیه که بروش تازی ساخته شده باید گفت روسستان . به ترکیه باید گفت تورکستان نو. به آلمان باید گفت دوچستان.
تنها نامهای کهن مانند چین و مصر و .. نباید دگرگون شوند.

~Mazdak
1.0
Doycestān n. دویچستان: آلمان russia Russland russie   برخی از خود نامهای این کشورها هم نادرست اند. برای نمونه آلمان یا سوئد نامهایی اند که فرانسه ها به این کشور داده اند . اگر بخواهیم درست کار کنیم باید نام آنها را از زبان خودمان درست کنیم. مانند هندوستان٬ لهستان ( سرزمین لخ ها) برای روسیه که بروش تازی ساخته شده باید گفت روسستان . به ترکیه باید گفت تورکستان نو. به آلمان باید گفت دوچستان.
تنها نامهای کهن مانند چین و مصر و .. نباید دگرگون شوند.

~Mazdak
1.0
Turkestān n. ترکستان: ترکیه turkey Truthahn dinde   برخی از خود نامهای این کشورها هم نادرست اند. برای نمونه آلمان یا سوئد نامهایی اند که فرانسه ها به این کشور داده اند . اگر بخواهیم درست کار کنیم باید نام آنها را از زبان خودمان درست کنیم. مانند هندوستان٬ لهستان ( سرزمین لخ ها) برای روسیه که بروش تازی ساخته شده باید گفت روسستان . به ترکیه باید گفت تورکستان نو. به آلمان باید گفت دوچستان.
تنها نامهای کهن مانند چین و مصر و .. نباید دگرگون شوند.

~Mazdak
1.0