| Pârsig | B. | Negizeš | English | Deutsch | French | P. | Rišešenâsih | Prevalence |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| •Âzâdegi | n. | آزادگی: نجابت | nobility | Adel | noblesse | ϢDict-Pâ _Dehxodâ Ϣiki-En Ϣiki-Pâ Ϣiki-De | 1.0 | |
| •Jâbejâi | n. | جابجایی: انتقال | move | Bewegung | déplacer | Dehxodâ | 0.0 | |
| •Jâbordâr | n. | جابردار: بردار مکان | position vector | Ortsvektor | vecteur position | Mehrbod i Vâraste | 1.0 | |
| •Patvâxtan -> patvâž | k. | پتواختن: اجابت کردن | to respond | - | - | Ϣiki-En | 1.0 | |
| •Kažsanješ | n. | کژسنجش: قیاس معالفارق | false analogy | - | - | Mazdak i Bâmdâd | قیاس مع الفارق یک سنجش است که در آن دو سوی سنجش٬ از دیدگاه زابی که بدان سنجیده میشوند٬ دارای سامه ها (شرایط) یکسان نیستند. برای نمونه: رابین هود ادم بدی بود چون دزد بود. ممنوع کردن حجاب کار بدی است چون آزادی پوشاک را از میان میبرد. (رابین هود برپاد بهره کشان و دزدان زبردست میجنگید/ حجاب نشانه ی ایدیولوژیک دینی و سرکوب دینی است و نه یک پوشاک معمولی) = کژسنجش ~مزدک |
1.0 |
| •Sanjâftan -> sanjâb | k. | سنجافتن: سنجابیدن; احتکار کردن | to hoard | hamstern | - | Mahmood Moosadoost | اگر بپذیریم، یکی از ویژگیهای سنجاب مانند هامستر (موش خرمایی) ذخیره کردن آذوقه است، شاید بتوان کارواژه سنجابیدن را پیشنهاد. + در آلمانی کارواژه هاَمسترن (هاَمستر+ن) به چم احتکار کردن است. ~mm |
1.0 |
| •Šurnâme | n. | شورنامه: دراما | drama | Drama | drame | Mazdak i Bâmdâd | دراما جابیست که سهشهای ژرف هومنی بینندگان ٬یکراست انگیخته و رخنمون میشوند. در آن تنها اندوه یا مرگ کهرمانان ( مانند تراژدی) نیست٬ بساکه میتواند نگرانی یا دلهره یا خشم را برانگیزد. برای همین شاید کاربرد واژه شور در ساختن واژه درخور باشد. شورنامه در کنار اپیک: کوشنامه و لیریک = سرودنامه ~مزدک |
1.0 |
| •Kušnâme | n. | کوشنامه: حماسه | epic; epopee | Epos; Epopee | épique; épopée | Mazdak i Bâmdâd | دراما جابیست که سهشهای ژرف هومنی بینندگان ٬یکراست انگیخته و رخنمون میشوند. در آن تنها اندوه یا مرگ کهرمانان ( مانند تراژدی) نیست٬ بساکه میتواند نگرانی یا دلهره یا خشم را برانگیزد. برای همین شاید کاربرد واژه شور در ساختن واژه درخور باشد. شورنامه در کنار اپیک: کوشنامه و لیریک = سرودنامه ~مزدک کوش که امروزه بجای سعی نشسته٬ در بیخ چم نبرد را دارد. در فربود٬ هر کوششی یک نبرد برپاد دشواریها و رهبند هاست. ~مزدک |
1.0 |